(۱) عشق آمد و عنان دل ناتوان گرفت
من ترک دل گرفتم دل ترک جان گرفت
(۲) هرگه که یار جلوه کند در حریم دل
دل از بهشت و حور جنان توان گرفت
(۳) آنرا که غیر فکر تو سودای دیگرست
بگذاشت سود و مایه خود بر زیان گرفت
(۴) پرواز کرد طایر روحم ز نه فلک
خود را ز جستجوی تو در لامکان گرفت
(۵) چند انکه سیر کرد نشانی ز تو ندید
در لامکان نیافت ترا در ازان گرفت
(۶) فانی چو گشت قطب الدین از خویش آمدی
اندر دل وزیر دو جهانش عنان گرفت